تبليغاتX
عابر

عابر

استخاره خير


امروز اين نكته به ذهنم رسيد كه اين ضرب المثل ريشه اش كجاست:

دركار خير حاجت هيچ استخاره نيست . البته كاملش توي شعر حافظ هست كه ميگه :

هرگه كه دل به عشق دهي خوش دمي بود - در كار خير ...

  برداشت كلي من اينه كه خيلي وقتا تصميم هايي كه ميگيريم تنهايي نيست. يعني در واقع در عالم باطن خودمون تنها نيستيم. تصميمات خوب رو همراهان خوب كمكمون ميكنن و اعمال مجرمانه رو همراهان بد.

  معمولا همراهان بد سعي ميكنن از غفلت يا هول شدن ما سو استفاده كنن. براي همين هست كه گناه ها اغلب بعنوان لغزش تعبير ميشه يعني خيلي وقتا حالت غافلگيرانه دارن. و اينكه ميگن عجله كار شيطان هست همينه يعني در عمل شيطاني نوعي سراسيمگي و هول بودن و بي آرامشي هست ولو اينكه در ظاهر ما خونسرد هم باشيم . بخاطر همين براي كاهش اين لغزش ها خوبه كه قبل از هر كار گناه آلودي كمي تامل كرد و در واقع به همراه خوب هم اجازه داد تا اونم نظرشو بگه . حالا حافظ ميخواد بگه اگه حس كردي تصميمي كه ميخواي بگيري از نوع تصميمات خوب هست ديگه اون تامل  هم لازم نيست. و نشونه خوب بودن تصميم هم اينه كه از دل دادن به عشق ناشي ميشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1390ساعت 11:19  توسط عابر  | 

ليش تاخر عباس


انتظرو القلب يخفق        انتظار مي كشم و در حاليكه قلبم

مثل جيحان اليمامه        مانند بال  كبوتران در حال پرپر شدن است
قلت ليش طلبت منه الماي        به خود گفتم چرا از عمويم آب طلب كردم
و اخذتني الندامه        خود را سرزنش كردم و به شدت پشيمان شدم
هم صدق يرجع لي عمي        آيا عمويم باز خواهد گشت ؟
برايته وجوده و حسامه آيا علم و مشك آب و شمشير او را دوباره خواهم ديد
ريت لايروي دليلي        من سيراب شدن را نمي خواهم
بس يرد لي يا السلامه اكنون فقط بازگشت عمويم را با سلامتي مي خواهم
ياريت ، لاجيت        كاش به كربلا نمي آمدم
لامنه طلبت الماي        كاش از او آب طلب نمي كردم
ونيت ، اتمنيت        آه و ناله از دل بر مي آورم و آرزو مي كنم
لاتبرد نار حشاي        هرگز دل سرد بر نگردد
هذا هضمي        اين بلاي است عظيم كه بر من وارد آمده
موتي حتمي        اين بلاي عظيم مرا از پاي در خواهد آورد
وينه عمي ؟  ليش تاخر عباس ؟ عمويم كجاست ؟ چرا عباس تاخير كرده ؟
هاك خذ مرسال مني        اي پدر اين پيغام مرا از من بگير
و للقمر روح و تنعه  و پيش آن ماه شب چهارده ( قمر بني هاشم ) برو
انشد عليه الشريعه        از نهر علقمه درباره او سوال كن تا او را بيابي
بلكي تسمع خبر عنه        تا شايد خبري از او بدست آوري
و سوان يابوي القيته        اگر اي پدر او را يافتي
عن لساني اعتذر منه        از طرف من از او عذر خواهي كن
قله يا عباس ارجع        بگو اي عباس برگرد
ما تريد الماي سكنة        سكينه ديگر از تو آب نمي خواهد
ترجيت وادعيت        آرزو مي كنم دعا مي كنم
ياريك حسي تلقاه        كه او را زنده بيابي
موجود ، وردود        صحيح و سالم و سر زنده
ترجع للخيمه و ياه        و با او به خيمه گاه برگردي
هو حلمي هو عزمي        او روياي من است او اميد من است
وينه عمي ؟  ليش تاخر عباس ؟      عمويم كجاست ؟  چرا عباس تاخير كرده ؟
نذر راح انذر يابوي        اي پدر نذر خواهم كرد كه
لو يرد عباس ليه        اگر عباس پيش من برگردد
انثر عيوني و دليلي        چشمان و قلبم را به پاي او بريزم
فوق رمل الغاضريه        روي شن صحراي كربلا
و ثاني رجوه لو شفتكم        يقين دارم كه چنين خواهد شد و اگر
للخيم جببتو السويه        شما هر دو با هم به خيمه ها باز گرديد
افرح و اشهق مسرة        از فرط خوشحالي فرياد بر خواهم آورد
و اصعد لهام اثريه        و جانم تا ثريا پرواز خواهد كرد
لوعاد ، ينعاد        اگر او برگردد جانم باز خواهد گشت
عمري و كل همي روح        تمام غم و غصه ام برطرف خواهد شد
لومات ، هيهات        و اگر خداي نكرده چنين نشود
من بعده تعيش لروح        هر گز بدون او زنده نخواهم ماند
يبقي سهمي ، قلبي مرمي  اما تقدير بر اين بود كه اين تير بر قلبم اصابت كند

وينه عمي ؟  ليش تاخر عباس ؟      عمويم كجاست ؟  چرا عباس تاخير كرده  ؟

دانلود متن كامل شعر


دانلود فايل صوتي نوحه با صداي باسم كربلايي

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1390ساعت 0:0  توسط عابر  | 

يك جرعه تربت

اى قوم در اين عزا بگرييد / بر كشته كربلا بگرييد
دل خسته ماتم حسينيد / اى خسته دلان هلا بگرييد
در گريه سخن نكو نيايد / من مى گويم ، شما بگرييد
اشك از پى چيست ؟ تا بريزيد / چشم از پى چيست ؟ تا بگرييد
تا شسته شود كدورت از دل / يك دم ز سر صفا بگرييد



   ايام عزاي مولي در پيش روست و چشم اميد داريم كه به گوشه چشمي چشممان تر كند و خانه دل از بويش منور
.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 7:47  توسط عابر  | 

حافظ با طعم منزوي


   به فراخور حس و حال اين روزهايم، در اين پست نيز به قهر و آشتي هاي عاشقانه مي پردازم.

  در گذشته يكي از رسوم صوفيان آن بود كه چون ميان دو صوفي ماجرايي مي رفت و كدورتي حاصل ميشد، آنگاه كه زمان آشتي فرا مي رسيد مي گفتند اين قهر ما ناشي از خود پرستي و تخطي از منش صوفيانه بوده و بايستي از آن توبه كرد. پس خرقه هاي خود در آتش مي افكندند و به اتفاق ديگر ياران سماع كرده و اين نفس سوزي را جشن مي گرفتند. بر اساس اين موضوع حافظ در مقام عذر خواهي از معشوق و دعوت به آشتي تعبير نابي دارد :

ماجرا كم كن و باز آ كه مرا مردم چشم

خرقه از سر به در آورد و به شكرانه بسوخت

كه به زيبايي اشاره به گريه بسيار عاشق دارد، تا حدي كه تيرگي مردمك چشم به سفيدي گراييده است. اما وقتي كه اين سروده سلطان غزل را خواندم بي اغراق ديدم كه در بيت سوم يك گام از استادش پيش تر گذارده است. هر چند كه در ابيات بعدي نيز رنگ و بوي حافظ مشهود است :

مگر نه هیمه ی عشقم ؟ مرا بسوزانید
ولی در آتش آن چشمها بسوزانید

برای آنکه هوا را پر از ستاره کنید
شبانه دفتر شعر مرا بسوزانید

به جای خرقه ، تمام مرا ، برابر دوست
برای کم شدن ماجرا بسوزانید

خوش آنکه تا بَـرَدم سوی دوست ، خاکستر
مرا به راه نسیم صبا بسوزانید

کجاست مدعی عشق ، کامتحانش را
چو من در آتش این مدعا بسوزانید

مرا در آتش عشقی که بر دل و جانم
شرر فکنده ، برای خدا ، بسوزانید

( حسين منزوي )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 9:33  توسط عابر  | 

ترين ها يا . . . ركورد هاي گينس در شعر پارسي !

 

زیباترین  اشیاء ،  فرخ ترین  اعیان

از هر چه هست پیدا ، وز هر چه هست پنهان

از مرغ ها هزار است از وقت ها سحرگه      

از فصل ها بهار است از نوع ها ست انسان

از عهد ها شباب است از آبها شراب است   

از انجم آفتاب است از ماهها ست   نیسان

از سنگها دل دوست از عیش ها غم  او

از تیغ ها ست ابرو از دشنه ها ست مژگان

از زیبها ست افسر از طیبها ست  عنبر  

از عضو ها ست دیده از خلقها ست احسان

از اولیا ست حیدر از حوض ها ست کوثر   

از شاخها ست طوبا از باغ ها ست رضوان

از انبیاء محمد از شهر ها مدینه       

از خسروان شهنشه از ملکها ست ایران

از بحر ها ست آن دل از ابر ها ست آن کف    

از روحها ست آن تن از عقلها ست آن جان


  نشاط اصفهانی 


+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1390ساعت 15:4  توسط عابر  | 

يك عاشقانه به زبان آذري

    اين عاشقانه  قديمي رو زاير رضايف خونده  ولي بقدري مشهوره كه خوانندگان ديگه ازقبيل احمد كايا هم بازخوانيش كردن. لحن سوزناك آهنگ براي كساني كه درد جدايي رو چشيدن خيلي ملموس هست . . .

پي نوشت : يك نكته اين شعر كه شايد در نوع خودش كم نظير باشه اينه كه شاعر لحنشو عوض ميكنه و ميگه كه نميخواد معشوق سنگ دلش اون رو  گداي محبت بدونه ... كه فكر ميكنم ريشه در همون روحيه ازاد منشانه آذربايجاني ها داشته باشه


مني آتدين آي قيز آي قيز آتشه

ای دخترک ، ای دخترک ،در آتشم افکندی

مني آتدين آي قيز آي قيز آتشه
ای دخترک ، ای دخترک ، در آتشم افکندی

بسلمكدير عشقيني داييم پئشه م
پروردن عشقت، مدام پیشه ام شده

آتاجاغدين مني سئوديگيم، سؤيله بس نه ايچين
اگر میخواستی ازمن روی بگردانی ، بگو که دوست داشتنم از چه روی بود؟

دولدور عشقي شربت كيمي، وئر ايچيم
عشق را پر کن همچو شربت ،بده تا بنوشم

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

آتاجاغدين مني سئوديگيم، سؤيله بس نه ايچين
اگر میخواستی رهايم كني ، بگو که دوست داشتنم از چه روی بود؟

دولدور عشقي شربت كيمي، وئر ايچيم
عشق را پر کن همچو شربت ، بده تا بنوشم

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

چاغيريرام گل، هارالاردا قالميسان؟
تو را فریاد میکنم که بیا. کجا مانده ای؟

مني اينجيتمه،
مرا نرنجان

يالواريرام يار
التماست میکنم یار

مني آتما ترك ائتمه
از من روی مگردان ، ترکم مکن

چاغيريرام گل، هارالاردا قالميسان؟
تو را فریاد میکنم بیا. کجا مانده ای؟

مني ترك ائتمه ،
ترکم مکن

يالواريرام يار
التماست میکنم یار

مني آتما ترك ائتمه
از من روی مگردان ، ترکم مکن

آتاجاغدين مني سئوديگيم، سؤيله بس نه ايچين
اگر میخواستی از من روی بگردانی ، بگو که دوست داشتنم از چه روی بود؟

دولدور عشقي شربت كيمي، وئر ايچيم
عشق را پر کن همچو شربت ، بده بنوشم

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

آتاجاغدين مني سئوديگيم، سؤيله بس نه ايچين
اگر میخواستی از من روی بگردانی ، بگو که دوست داشتنم از چه روی بود؟

دولدور عشقي شربت كيمي، وئر ايچيم
عشق را پر کن همچو شربت ،بده تا بنوشم

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟
---

گئتمك ايسته ييرسن، (امان،امان...) بهانه سيز گئت
گر خواهان رفتنی ، بی بهانه برو

اوياتما مورگولو خاطيره لرين
خاطرات خيال انگيز  را زنده نکن

سسين همين سس دير، باخيشين اؤگئي
صدات همون صداست اما نگاهت غریبه

گئديرسن ، سسين ده ياد اولسون(باري...(
حالا كه ميري بزار صدات هم غريبه باشه


سن دنيز بوينونا آتيلميش چيچك
تو همچون شکوفه ای آويزان بر گریبان دریا

اوستونه دالغالار آتيلاجاقدير
موجها به رویت سرازیر خواهد شد

ساختا محبتين، ساختا سندتك، نه واخت سا اوستونده توتولاجاقدير
تا به کی محبت ساختگی ، پنهان خواهد ماند

قوي يوللار تك دؤشه نيب آياخلارينا
بگذار مانند راه ها ، به پایت بیافتم

سنه يالواريم مي؟
التماست کنم؟

بو مومكون دئييل
این امکان نداره

قويمارام قلبيم تك ووقاريم سينا
نمیذارم وقارم همچو قلبم بشکنه

آلچاليب ياشاماق، عؤمور، گون دئييل
خموده(پست) شدن و زیستن ، عمر و زندگی نیست

دئميرم سن اوجا بير داغسان، اگيل
نمیگم تو کوه بلندی ، خم شو

دئميرم علاجيم قاليبدير سنه
نمیگم علاجم به دست توست

نه سن ده محبت قارا پول دئييل
محبت نه در دست تو پول خرد است

نه من ديلنچي يه م، ال آچيم سنه
و نه من گدام تا پیش تو دست باز کنم

گئتمك ايسته ييرسن، نه دانيش، نه دين
رفتن میخوای ، نه حرفی بزن و نه کلامی

يوخ اول اوزاقلار تك، دوماندا، چمده
از نظر دور شو ، در دور دست ها ، در گردنه مه آلود

نه ييمي سئوميشدين، دئيه بيلمه دين
چه ام را دوست داشتی؟ نتوانستی بگویی

اينديسه يوز عئيب گؤرورسن من ده
که حالا در من صد عیب میبینی

---

گؤزوم يول دا قالدي قالدي، آي گؤزل
چشمم، خیره به راهت ماند ، ای زیبا

گؤزوم يول دا قالدي قالدي، آي گؤزل
چشمم، خیره به راهت ماند ، ای زیبا

پاييز اولدو، يارپاقلار اولدو خزل
پاییز شد و برگها خزان

يوللارينا باخا باخا قالدي گؤزلريم
چشمم، خیره به راهت ماند ، ای زیبا

سنه چاتسين اورگيمده كي سؤزلريم
حرف دلم برسه بهت (در مقام آرزو(

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

يوللارينا باخا باخا قالدي گؤزلريم
چشمم، خیره به راهت ماند ، ای زیبا

سنه چاتسين اورگيمده كي سؤزلريم
حرف دلم برسه بهت(در مقام آرزو(

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟
سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

چاغيريرام گل، هارالاردا قالميسان؟
تو را فریاد میکنم. کجا مانده ای؟

مني ترك ائتمه
ترکم مکن

يالواريرام يار،
التماست میکنم

مني آتما، ترك ائتمه
از من روی مگردان ، ترکم مکن

چاغيريرام گل، هارالاردا قالميسان؟
تو را فریاد میکنم بیا. کجا مانده ای؟

يالواريرام يار،
التماست میکنم

مني آتما، ترك ائتمه
از من روی مگردان ، ترکم مکن

يوللارينا باخا باخا قالدي گؤزلريم
چشمم، خیره به راهت ماند ، ای زیبا

سنه چاتسين اورگيمده كي سؤزلريم
حرف دلم برسه بهت(در مقام آرزو(

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

يوللارينا باخا باخا قالدي گؤزلريم
چشمم، خیره به راهت ماند ، ای زیبا

سنه چاتسين اورگيمده كي سؤزلريم
حرف دلم برسه بهت(در مقام آرزو(

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟

سؤيله سؤيله، سنه بئله نه اولدو يار؟
بگو ، بگو ، تو را چه شد ای یار؟


دانلود فايل صوتي با صداي رضايف


دانلود فايل صوتي با صداي احمد كايا

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 0:0  توسط عابر  | 

تعريف خوشبختي


خوشبختي اينه كه :

وقتي خسته هستي

     وقتي غمگيني

            وقتي نا اميد شدي

كسي رو داشته باشي كه يادش يا حضورش تو رو آروم كنه


+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 13:20  توسط عابر  | 

يك پيام عاشقانه

- عزيزم چرا جواب بابايي تو نميدي

- يه خبر كوچولو ميخوام

- دلمو نشكن

- اگه گناهي ازم سر زده ببخش

- اگه منو لايقت نميدوني نظرت برام محترمه. ولي يه خبري اس ام اسي بده

- برات دعا ميكنم

- هر جا هستي سالم باشي . اون دستات گرم باشه و لبت با اون خنده ريزت با نمك باشه

- گفتم خنده . خودم هوس كردم

- يادش بخير يه وقتي هر روز باباييت تو رو تماشا ميكرد

- آخر هفته ها منتظر شنبه مي مونديم.

- باورش خيلي سخته كه منو از يه خبر محروم كرده باشي. بخاطر همين يه نگراني داره مثل خوره منو ميخوره

- بخودم اجازه نميدم كه با تماس با محل كارتون باعث دردسر بشم. اميدوارم اين حرفامو بياي و بخوني

- داريم واسه مسافرت آماده ميشيم

- تا اواخر اسفند اداره ام

- فقط بگو كه سالمي بعد هر چي بگي ميكنم

- روحم داره بين التماس و گلايه نوسان ميكنه

- دعا ميكنم خودت و عزيزانت سالم باشين

- هر جا يه نيمكت خالي تو پاركي ديدي منو ياد كن

- هر وقت به دستت نگاه ميكني

- هر وقت تو آينه نگاه ميكني

- هر وقت گريه كسي رو مي بيني ....

- كاش ميدونستم كجايي

- آرزو ميكنم دل گرم و مهربونت هميشه بتپه

- اون خنده ناز رو لبات باشه

- رنگ رخساره ات پريده نباشه

- اينجا هوا داره بهتر ميشه

- شايد بهار تهرون رسيده باشه

- چه سالي بود امسال

- سه تا از بهترين لحظه هاي عمرم امسال بود

- وقتي اشكمو پاك كردي درد يتيمي يادم رفت

- حس ميكردم با خانواده ام هستم

- راستي

- هيچ ميدوني تولدم نزديكه

- نميخواي به باباييت هديه بدي ؟

- يه گوشه چشم برام بكني بسمه

- نميخواي اين دوست بي كس خودت رو تو سال تحويل بخندوني ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 شهریور1390ساعت 12:20  توسط عابر  | 

غزلي با صداي عالم قاسموف

   اين غزل در ادبيات كلاسيك آذربايجان جايگاه ويژه اي داره بطوري كه توسط هنرمندان مختلف اجرا شده. اين اجرا مربوط به استاد عالم قاسم اوف خواننده شهير آذربايجان هست:

سانمين احواليميز عشق ايچره ناساز اولسادا

 رند لر بزمين لنيك وار ذوقيميز آز اولسادا

اهل حالين حاليني نا اهله اظهار ايتمريك

غافل ناقابله تكليف اشعار ايتمريك

عالم شعر ايچره هر بيگانه ني يار ايتمريك    

خوش دور اوز معشوقه ميز هر بير دمي ناز اولسادا

رند لر بزمين لنيك وار ذوقيميز آز اولسادا

فخر دير اولموش فضولي لر بيزيم اجداديميز

عالم شعر ايچره اونلاردور بويوك استاديميز

وجهي وار كيم چخماير افلاكه چون فرياديميز

اهل تمكينيك بيلين بلبل خوش آواز اولسادا

رند لر بزمين لنيك وار ذوقيميز آز اولسادا

عاقل فرزانه لر ايللر حرمتلر بيزه

پيرميز ميخانه ده ايتمز مذمت لر بيزه

فخر قيل اي دل ايشيت بس دور بو شهرتلر بيزه

گولمز اغيارين اوزي گل گولسه هم ياز اولسادا

رند لر بزمين لنيك وار ذوقيميز آز اولسادا

رونق ميخانه ميز چنگ و دف و تار ايله دير

دردمند فرقتيك هم فكريميز يار ايله دير

سانمين عارفلري شهرت لري وار ايله دير

خوش گچير ايامي ميز بسدور كيچيك ساز اولسادا

رند لر بزمين لنيك وار ذوقيميز آز اولسادا

ديلنه سز جاهل لري جاهل بيللر حاجي ني

فهمي يوخ غافل لرين غافل بيللر حاجي ني

احسن اول عاقل لره عاقل بيللر حاجي ني

بي غرض بير كسدور اول هر گون سرافراز اولسادا

رند لر بزمين لنيك وار ذوقيميز آز اولسادا


لينك دانلود غزل با صداي عالم قاسموف

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 9:58  توسط عابر  | 

ادعيه قرآني براي دانلود

  به مناسبت ماه مبارك رمضان اين فايل رو براي دانلود ميزارم كه در نوع خودش جالب و كم نظيره. (مشابهش رو در سايتهاي فارسي نديدم ) اينها دعاهايي هستند كه در قرآن از قول انبيا و صلحاي پيشين نقل شده اند و احتمال زيادي داره كه تاثير شون بالا باشه. مثل آيه 87 سوره 21 كه به ذكر يونسيه هم معروفه.

  اين ادعيه شامل 63 آيه رو چند سال پيش از سايت عربي islamway.com برداشته و بصورت اين فايل مرتب كردم.

  سايت فوق امكانات جالبه داره از جمله اينكه علاقمندان ترتيل ميتونن به فايلهاي صوتي زيادي كه بر حسب نام قاري يا سوره يا لحن طبقه بندي شدن دسترسي داشته باشه
. التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 مرداد1390ساعت 13:3  توسط عابر  |